
آب گل آلود صفایی نداشت
گل شدم ازعرش فرود آمدم
زندگی ام هیچ بهایی نداشت
من به چه علّت بوجود آمدم
غنچه بودم اشک شدم سوختم
آرد مهیا الک آویخته
هیچ نفهمیدم از این زندگی
کف به تو ای ذهن به هم ریخته
ساز مخالف بزنی بی درنگ
نام تو از لوح قلم می خورد
عشق طبیبست مسیحا نفس
حالم ازاین حرف به هم می خورد
گم شده گرمای لب رومئو
در عرق سرد تن ژولیت
صحنه از این صحنه رمانتیک تر
بوسه روحی زلب اسکلت
بی تومصیحم به صلیب دروغ
معجزه ای کن دم گیرای من
کودک دامان تو را میکشند
مریم قدیسه رویای من
باز دو طاوس نر وماده را
بهر هوس درقفس انداخته اند
شهوت شبخورده نتیجه چه بود
جوجه زشتی که پس انداختن
از: مهدی استخر







